الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
154
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
عَنِ الهَوى . إِن هُوَ إِلّا وَحىٌ يوحى » « 1 » ، اين است كه : « لا أُحصى ثَناءً عَلَيكَ أَنتَ كَما أثنَيتَ عَلى نَفسِكَ » . و امّا سخنان على عليه السلام سخنان لبريز از معرفت على عليه السلام دربارهء اين مسأله نيز نورانيّت فوقالعادهاى دارد و هرچه تصوّر شود ، جالب و پرمعنى و بامايه است ، تا آنجا كه معلوم است از روحى سرشار از معرفت و خداشناسى ، و فكر و ذوقى الهى تراوش كرده و نهايت درك عقول را در معرفت نشان مىدهد . اين بيانات است كه عارف را غرق در لذايذ معنوى و شور و شوق مىنمايد و او را به عوالم غيب و غيب غيوب ارتباط مىدهد . اگر به فرض محال ، بيان حقيقت ذات و توصيف كُنه وجود خدا ممكن مىبود ، لذّتى را كه عارف از اين بيانات مىبرَد و آن اندازه كبريايى و عظمت و قدرت را كه از او در ضمن اين گونه عبارات عرفانى درك مىكند ، هرگز از بيان حقيقت ذات درك نمىكرد . ذاتِ محدود و بااندازه و قابل تقدير كجا و ذات نامحدود و بىحد و غيرقابل تقدير كجا ؟ ! در اين ميدان نيز بعد از كلام خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ، مانندى براى سخنان على عليه السلام در بين سخنان خداشناسان و انبيا و اوليا و فلاسفه يافت نمىشود . لذا حتّى احمد امين و محمّد فريد وجدى و محمّد غزالى نويسندگان و دانشمندان معروف مصر هم در اين مسأله از سخنان على عليه السلام الهام گرفته و از نقل بيانات او در نهجالبلاغه نمىگذرند . « 2 » اينك شما و اين بلاغت ناب .
--> ( 1 ) . نجم ( 53 ) آيات 3 و 4 . ( 2 ) . الاسلام دين الهداية و الاصلاح ، فريد وجدى ، ص 24 ؛ فيضالخاطر ، احمد امين ، ج 9 ، ص 111 ؛ عقيدةالمسلم ، محمّد غزالى ، ص 45 .